عسل ما آرتین

آرتین ۵ ساله

آرتین کوچولوی من

حالا دیگه با آرینا و گاهی رادین یه تیم تشکیل میدین که خیلی جفت و جوره و همه مدل کاری میکنه تا یا خنده ما رو از ابتکار و خلاقیت گروهی تون دربیاره یا جیغ بنفشش رو از بهم ریختن اوضاع.‌ هر چی که باشه دلم از اینکه با هم کودکی و تجربه میکنین خوشه و وقتی آرینا هم، همبازیت میشه که دیگه جشن ها در دلم برپاست. از بازی های دونفره یا سه نفره ی اوقات خوشتون آب بازی توی حمومه،  رقص و پایکوبی، لگو ساختن  و هی بهمش ریختن،  با همدیگه پای برنامه های خوب تی وی نشستن قر کمر و انداختن بابایی تو آبهای خروشان🤣 و امان از وقتی که کارِتون به جنگ و دعوا بکشه یه جاهایی توی کنترل رفتار خودم واداده م که ...
24 شهريور 1399

آرتین و پیک نیک در کرونا

حدود 8 ماه میشه که یک ویروس اومده به اسم کرونا😔😢😭 پنجشنبه با بابایی رفتیم توی بالکن یک قالیچه انداختیم و نشستیم. اول با بابایی و من راز جنگل بازی کردی وای که چه عالی بود بازیت😍😍 حتی از بابایی هم بردی 😲😲 و یک بار هم از من😐😲 بعد قول دادی نگاه کنی و من و بابای با هم شطرنج بازی کنیم  بعدش رفتیم ناهار اوردیم توی بالکن بخوریم😋 ناهار هم ناهار مورد علاقه ما بود ماکارانی 😋😋 خوردیم و بعدش هم قالیچه رو جمع کردیم اومدیم تو  فکر کنم به من و تو خیلی خوش گذشت  داداشیه وروجک😘❤️ ...
21 شهريور 1399

تولد سه سالگی

گوشه ی دلم آرتینم! امروز سه سالگی ات را به تمامی سر میکشم‌.  پایکوبان و دست افشان لطف خداوندیم که مرا به مادریِ تو برگزید. نمی دانم بخشی از روح من در تو یا روح تو در من جا مانده است.  دیروزهایم را در تو میبینم و امید فرداهای فروزان برایت دارم.  سه سالگی ات مبارک 1399/04/20
20 تير 1399

خاله سوسکه بازی

وقتی با آرینا چیک تو چیک میشین و میفتین به بازی دو نفره، فضای خونه خیلی بهشتی میشه و دل منم پر از جوی های روان شیر و عسل! جانان من! چی می شد درصد کشمکش ها و دعواهای خواهر برادریتون با میزان بازیا و همدلیا، جاشون رو عوض میکردن و اکثر مواقع با این صحنه ها روبرو بودیم!؟   یعنی خودتون صحنه آرایی میکنین، طراحی بازی میکنین، کارگردانی میکنین خاله سوسکه کتابی بازی کردن اونم با نقشهای متفاوت تو از قصاب گرفته تا عمه خاله سوسکه با اون طرز بیان شیرینت قند تو دل  آدم آب میکنه ...
18 ارديبهشت 1399